تبلیغات
Hercule Poirot.ir - مطالب مطالب خواندنی جنایی
 
   
 
 
I am not French
پنجشنبه 1395/03/27 ساعت 02:22 | | نوشته ‌شده به دست هرکول پوآرو | ( نظرات )
سلام!

دوست دارید یه بار شما کارگاه یه پرونده باشید؟ 

روی تصویر کلیک کنید و همراه با هرکول پوآرو شروع کنید به حل پرونده های جنایی !




:: مرتبط با: بازی های فکری و جنایی , مطالب خواندنی جنایی , مطالب خواندنی پوآرو ,
جمعه 1394/06/27 ساعت 02:30 | | نوشته ‌شده به دست هرکول پوآرو | ( نظرات )

برای دیدن عکس در اندازه اصلی این جا کلیک کنید




:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , کمیک , مطالب خواندنی جنایی ,
دوشنبه 1394/06/16 ساعت 02:19 | | نوشته ‌شده به دست هرکول پوآرو | ( نظرات )

بر اساس آمار ارائه شده در کتاب رکوردهای گینس «آگاتا کریستی» مقام اول در میان پرفروش ترین نویسندگان جهان را دارد. از آثار منتشر شده این نویسنده بیش از یک میلیارد نسخه در جهان به زبان انگلیسی منتشر شده و قریب به یک میلیارد دیگر به 103 زبان زنده دنیا ترجمه شده و به فروش رسیده است. این نویسنده یکی از محبوب ترین نویسندگان جهان است که بر اساس داستان هایش سریال ها و فیلم های داستانی متعددی در جهان تولید شده است. اینوستورز نوشت: او در دوارن کودکی علاقه زیادی به داستان سرایی داشت و همواره داستان هایش را برای گربه خانگی اش نقل می کرد...مادر کریستی علاقه ای به مدرسه های انگلیس در زمان کودکی وی نداشته است. از این رو وی به آگاتا اجازه نداد تا به مدرسه برود. آگاتا کریستی نیز از آن جهت که دختری باهوش و بسیار توانمند بود برای فراگیری نوشتن و خواندن از همراهی های ندیمه اش استفاده کرد و با کمک رمان خواندن و نوشتن را تمرین کرد. به این ترتیب با فراگیری سواد نوشتن و خواندن مادر آگاتا کتابخانه ای مملو از داستان و رمان را برای او در نظر گرفت و کتاب های متعددی را برای مطالعه در اختیار وی گذاشت.  براساس آمار رکوردهای جهانی گینس تا امروز بالغ بر 4 میلیارد دلار از فروش آثار منتشر شده وی  در جهان به دست آمده است. این نویسنده که 66 رمان و چهارده مجموعه داستان کوتاه را به رشته تحریر در آورده است یکی از موفق ترین و پرفروش ترین زنان نویسنده جهان محسوب می شود که آثارش به 103 زبان زنده دنیا ترجمه و منتشر شده است.  «قطار چهار و پنجاه دقیقه از پدینگتون»، «قتل در قطار سریع السیر اورینت»و «مرگ در رودخانه نیل» از جمله آثار مطرح این نویسنده است که بر اساس آنها فیلم سینمایی نیز تولید شده است. جایزه ادگار، جایزه مجمع معمایی نویسان آمریکا و جایزه استاد بزرگ داستان های جنایی آمریاک از جمله جوایز ادبی معتبری است که در کارنامه ادبی «آگاتا کریستی» موجود است.

رمان های «شب بی پایان»، «مصیبت بی گناهی»، «جنایت خفته»، «قتل در خانه کشیش»، «به طرف صفر»، «دست پنهان»، «مرگ خانم مگنیتی» و « قتل آسان است» از جمله آثار این نویسنده است که به زبان فارسی نیز ترجمه و روانه بازار کتاب شده است. «آگاتا کریستی» این نویسنده انگلیسی روز دوازدهم ژانویه 1976 در سن 85 سالگی و بر اثر کهولت سن چشم از جهان فرو بست. از او تنها یک فرزند باقی مانده بود که وی نیز در سال 2004 و در سن 85 سالگی درگذشت. در حال حاضر «ماتیو پریچارد» نوه «کریستی» مسئولیت رسیدگی به اموال و مالکیت آثار وی را برعهده دارد. برخی کتاب های آگاتا کریستی در ایران را نشر هرمس منتشر کرده است.


منبع:/ketaban.blogsky.com






:: مرتبط با: مطالب خواندنی آگاتا , مطالب خواندنی جنایی , مطالب خواندنی پوآرو , مطالب خواندنی مارپل , مطالب مربوط به کتاب ,
چهارشنبه 1393/05/29 ساعت 23:30 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

انواع هوش انسانی +تست+بررسی شما از هوش پوآرو





بعد از مطالعه مطلب برداشت خودتان از شخصیت و انواع هوش شخصیت پوآرو را در قسمت نظرات درج کنید.



ادامه مطلب
:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , بازی های فکری و جنایی , مطالب خواندنی جنایی ,
دوشنبه 1393/04/23 ساعت 16:43 | | نوشته ‌شده به دست Baudelaires | ( نظرات )

ﺳﻼﻡ.

ﭘﺲ ﺍﺯ ﻳﮏ ﺟﺴﺘﺠﻮﯼ ﻣﻔﺼﻞ، ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺳﻢ ﺁﺭﺳﻨﻴﮏ _ﮐﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﻳﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﻤﻮﻡ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ی ﺁﮔﺎﺗﺎ ﮐﺮﻳﺴﺘﯽ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ_ ﺗﻬﻴﻪ ﮐﺮﺩﻡ. ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﻭ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﻨﻴﺪ.


ﺩﺭ ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪﯼ ﺳﻤﻮﻡ ﺩﻳﮕﺮﯼ ﺭﻭ ﻣﻌﺮﻓﯽ و ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻴﻢ. ﻓﻌﻼ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻄﻠﺐ ﻣﻨﺘﻈﺮﺗﻮﻥ ﻫﺴﺘﻢ.





ادامه مطلب
:: مرتبط با: مطالب خواندنی جنایی ,
چهارشنبه 1393/02/17 ساعت 14:55 | | نوشته ‌شده به دست terme toranj | ( نظرات )
در پاسخ به نامه ای از از طرفداران ژاپنی در سال 1972، آگاتا کریستی او 10 رمان مورد علاقه شخصی که نوشته خود او بود ذکر شده است. اگر شما در حال کشف آثار او و یا به امید الهام بخش کسی که می شناسید انتخاب کنید تا به کریستی، این لیست جایی عالی برای شروع است.

لطفا به ادامه مطلب مراجعه شود.


ادامه مطلب
:: مرتبط با: بازی های فکری و جنایی , مطالب مربوط به کتاب , مطالب خواندنی جنایی , مطالب خواندنی آگاتا ,
یکشنبه 1393/02/7 ساعت 00:09 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
امروز متنی درباره ی کسانی که در نقش پوآرو ظاهر شدن میزارم ، امیدوارم همان قدر که برای من جالب هست برای شما هم جالب  باشه.
مطمینا زمانی که اسم پوآرو رو میشنویم سریعترین چهره ای که در برابر چشمانمان ظاهر میشه کسی جز دیوید سوشی نیست ! بر خلاف شخصیت شرلوک هلمز که بازیگران زیادی در نقش اون جای گرفتن و چهره های مختلفی و میشه به جای شخصیت شرلوک هلمز تصور کرد ،کارکتر پوآرو با دیوید سوشی بیشتر اخت گرفته گویی پوآرو همان دیوید است و دیوید همان پوآرو که این موضوع را میشه به استعداد و وسواسیت این بازیگر برای بازی این نقش در نظر گرفت.

ولی با کمال نا باوری بازیگران زیادی در این نقش جای گرفته اند که در این متن به 12 تای این بازیگران اشاره ی کوچکی میکنم.

اسامی بازیگرانی که در نقش پوآرو بازی کرده اند.

Albert Finney, Martin Gabel, Ian Holm, Dudley Jones, Charles Laughton, Alfred Molina, Konstantin Raykin, Tony Randall, Anatoli Ravkovich, Andrew Sachs, David Suchet, Austin Trevor and Peter Ustinov

1. آلبرت فینی یا Albert Finney 

متولد 9 می 1936 انگلستان 

نامزد بهترین بازیگر مرد برای نقش پوآرو در Academy Awards و BAFTA Awards  در قسمت Murder on the Orient Express  --1974



File:Albert Finney plays Poirot.jpg


قابل ذکر هست که این داستان (Murder on the Orient Express)از سری داستان های پوآرو یکی از محبوبترین ها بین خوانندگان کتابهای پوآرو میباشد.

2.Martin Gabel
کلیک کنید
اپریل 1961 -1
تولد :  1912 june 19 
مرگ : 1986 22 May 

مارتین در نقش پوآرو :








Alfred Molina 3.

متولد : May 1953 24

Murder on the Orient Express  2001










:: مرتبط با: مطالب خواندنی جنایی , مطالب خواندنی آگاتا , مطالب خواندنی پوآرو ,
یکشنبه 1392/11/27 ساعت 18:28 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

بازتابی ملموس از دلواپسی‌های روزمره

سریال تلوزیونی پوآروسینماپرس-گروه نقد/مهدی شایگان

 با تشکر از مهرانه برای ارسال مطلب


زندگی و مرگ پوآرو

 

هرکول پوآرو مخلوق محبوب آگاتا کریستی است و آفرینش وی وقتی انجام شد که این نویسنده انگلیسی تحت تاثیر کنان دویل و مخلوق وی شرلوک هولمز، شخصیتی کاملا متضاد با هولمز پدید آورد. هولمز ورزشکار، قدبلند، اشرافزاده، منزوی، به شدت  نامنظم، بی تفاوت به تغذیه و اجتماع گریز است در حالی که پوآرو قدکوتاه، ورزش گریز، یک آدم از طبقه متوسط اجتماع (پلیس بازنشسته)، اجتماعی، مردم دوست، به شدت منظم و پابند تغذیه مخصوص به خود است. تنها ویژگی این دو هوش به شدت بالای آنها در درک و تحلیل معماهای جنایی است که کریستی برای آن نامی ماندگار یعنی«سلولهای خاکستری مغز» ابداع می کند. البته یک ویژگی دیگری که هر دوی این کاراکترها دارند تفاوت آنها با کاراگاهان خصوصی اهل عمل یا صندلی راحتی است به طوری که گاه این و گاهی آن یکی هستند.

 

سریال تلویزیونی پوآور

 

پوآرو برای اولین بار در داستان«ماجرای مرموز استایلز» پا به دنیای کاغذی گذاشت و بعد از آن در بیش از 80 داستان بلند و چند مجموعه داستان حضور پیدا کرد. نکته جالب توجه مرگ این مخلوق ادبی است که در رمان «پرده» اتفاق می افتد و دوستداران وی را شوکزده کرد. در هر دوی این داستانها هاستینگز به عنوان دوست و راوی وی حضور دارد و شخصیت گرته برداری شده دکتر واتسون در داستانهای هولمز است. البته جدا از معدود داستانهایی چون «مرگ راجر اکروید»، «قتل در بین النهرین»، «قتل روی نیل» و «خانه کج» هاستینگز به تقریب در همه داستانهای بلند وی حضور دارد.

 

با همه اینها شخصیت تا حدودی کمیک پوآرو که البته نقاب وی برای حصول زودتر به نتیجه نیز به شمار می رود - چرا که مجرمان وی را خیلی جدی نمی گیرند- باعث می شود که جدیت و تاثیرگزاری کمتری نسبت به همتای جهانی خود داشته باشد.

 

کریستی در قاب شیشه ای

 

برخی از داستانهای کریستی نظیر شاهدی برای تعقیب خیلی زود به سینما راه پیدا کردند، تعدادی از آنها نیز نظیر قتل در سریع السیر شرق موفقیت جهانی پیدا کردند و بعضی هم مثل «و سپس هیچکس نبود» توسط چند کارگردان مختلف با پایان های متفاوت مورد استقبال قرار گرفتند اما حقیقت این است که داستانهایی که پوآرو در آنها حضور دارد ماندگارتر از بقیه آثار کریستی هستند.

 

سریال تلویزیونی پوآور

 

کریستی در کنار پوآرو به خلق شخصیتهای دیگری پرداخت که مشهورترین آنها جین مارپل و زن و شوهری به نام نامی وتوپنس برسفورد هستند. جسدی در کتابخانه مشهورترین داستان مارپل و ان یا ام معروفترین داستان برسفوردهاست که در سینما و تلویزیون تولید شده ان اما با وجود داشتن مخاطب هرگز موفقیت پوآرو را به دست نیاوردند.

 

مرگ راجر اکروید، ماجرای مرموز استایلز، یک دو سگک کفشم را ببند، قتل در بین النهرین، سرو غمگین، قتل در سریع السیر شرق، الفبای جنایت، قتل روی رود نیل و جنایت در خانه آخر از بهترین های کریستی در سری پوآرو هستند.

 

سریال تلویزیونی پوآور

 

یکی از ویژگیهای داستانهای کریستی اخلاقگرایی و توجه به تقدیس نهاد خانواده است و کسی که به این موارد توجه نکند قربانی داستانهای وی به شمار می رود حال اینکه گناهکار باشد یا نه. وی که در اولین زندگی مشترک خود با کلنل آرچیبالد کریستی تلخی های زیادی را تحمل کرده بود پس از جدایی با سر ماکس مالووان باستانشناس ازدواج کرد و پس از آن خانواده را بهترین محل دنیا تجربه کرد برای همین ارزشهای خانوادگی و توجه به آن از موارد مورد نظر وی در داستانهایش است. کریستی در طول عمر خود سه بار به ایران سفر کرد و ماحصل آن را در داستان کوتاهی به نام «خانه ای در شیراز» می توان مشاهده کرد.

 

ویژگیهای بصری

 

سریال پوآرو دارای ویژگیهای خاصی است که با وجود پخش مکرر از تلویزیون مردم هنوز برای تماشای آن وقت صرف می کنند و لذت می برند. جدا از جذابیتهای شخصیت پوآرو داستانهای کریستی فقط معمای صرف نیستند چرا که اگراینطور بود با یکبار تماشا جذابت خود را از دست می دادند. داستانهای این نویسنده انگلیسی گیش از آن که معماگونه باشند برشی از زندگی روزمره انسانها هستند با تمام علایق و ترسها و دلواپسی های ملموس انسانی که با قلم کریستی به جنایت و معما پیوند می خورند و جذابیت بیرونی پیدا می کنند.

 

سریال تلوزیونی پوآرو

 

در واقع تصاویر سینمایی یا تلویزیونی بازتاب دوگانه ای از مفاهیم ابجکتیو و سابجکتیو را توامان دارند و این موضوع به نگاه موشکافانه نویسنده اش نسبت به زندگی بازمی گردد. برای همین پوآرو به مثابه نه فقط یک سریال جنایی که بازتابی ملموس از زندگی روزمره هنوز جذاب است.




:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , مطالب خواندنی آگاتا , مطالب خواندنی جنایی , دیوید سوشی ,
یکشنبه 1392/11/20 ساعت 15:09 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
خصوصیات ظاهری پوآرو


خصوصیات ظاهری پوارو اولین بار در رمان ماجرای اسرار آمیز استایلز از زبان سروان هستینگز شنیده شد:

"پوارو مردی کوچک اندام بود،قدش به یک متر و شصت و پنج سانت هم نمیرسید ،ولی وقار خاصی داشت.سرش دقیقا به شکل تخم مرغ بود و همیشه آن را به یک طرف خم میکرد.سبیل کلفت و بسیار مرتبی داشت.به تمیزی و آراستگی اهمیت بسیار میداد.به نظر من ازگرد و خاک بیش از گلوله میترسید و تحمل کثیفی برایش دشوارتر از زخم گلوله بود."
پوارو علاوه بر اینکه با دقت و وسواس زیاد به سر و وضع خود میرسید،عادت داشت همیشه کفش ورنی بپوشد،و حتی در نواحی روستایی که پوشیدن چنین کفشهایی اصلا مناسب نیست،باز هم کفش ورنی به پا داشت.
وقتی پوارو مجبور بود مسافتی طولانی را پیاده بپیماید این کفشها باعث آزار او میشد.لباسهای پوآرو بسیار شیک ولی از مد افتاده بود همیشه کت شلوار راه راه و خوش دوختی به تن داشت و البته هرگزاز پوشیدن جلیقه دست نمیکشید.یک ساعت جیبی بزرگ که از خانواده اش به ارث برده بود هم همیشه همراهش بود.از آنجا که اصلا ورزش نمیکرد و روشهای کاراگاهی اش نیز مستلزم فعالیت جسمی نبود،تناسب اندامش را از دست داده بود.ظاهرا پوارو میخواست همه انرژی اش را به سلول های خاکستری اش اختصاص دهد.
پوارو از ظاهر خود بسیار راضی هم بود و اگر کسی به خاطر ظاهرش او را مسخره میکرد،لبخندی میزد و میگفت :"این چیز هادر زمستانهای طولانی از کار افتادگی بسیار مفید خواهد بود."
در رمان "گربه ای در میان کبوتر ها" پوارو خودش را آماده کرده بود که با هر کسی که بخواهد علیه"خارجی ای با کفش های ورنی نوک تیز و سبیلهای کلفت" حرف بزند مقابله کند.
بله هرکول پوآرو هرکول پوآرو بود و همه میبایست او را همان طور که هست یعنی با همه عظمت و شکوهش بپذیرند.

منبع:ماجرای اسرار آمیز استایلز(انتشارات هرمس)

با تشکر از MK برای ارسال متن.




:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , مطالب خواندنی آگاتا , مطالب خواندنی جنایی , مطالب مربوط به کتاب ,
چهارشنبه 1392/10/25 ساعت 12:14 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

هرکول پوآرو زنده می‌شود



 شخصیت محبوب هرکول پوآرو با رمانی جدید به عرصه ادبیات باز می‌گردد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، خانواده آگاتا کریستی موافقت کرده‌اند، نویسنده‌ای دیگر در داستانی جدید شخصیت هرکول پوآرو را زنده کند. این در حالی است که 39 سال می‌شود هرکول پوآرو در هیچ داستانی حضور نداشته است. آگاتا کریستی 38 سال پیش درگذشت.

این کتاب همچنین اولین اثری است که یکی از شخصیت‌های کریستی را پس از مرگ این نویسنده احیا می‌کند. قرار است این رمان را سوفی هانا نویسنده مطرح داستان‌های جنایی بنویسد و وعده داده شده داستان مملو از «سرنخ‌های شیطانی گمراه‌کننده» باشد که در داستان‌های کریستی به وفور دیده می‌شد.

خانواده کریستی تاکنون هیچ پیشنهادی برای ادامه داستان‌های آگاتا کریستی را قبول نکرده بودند، اما وقتی سوفی هانا با خط داستانی کامل و بدون نقص سراغ آن‌ها رفت، پیشنهادش را قبول کردند.

این کتاب جدید که فعلا نامی ندارد، سی و چهارمین کتابی است که کاملا به ماجراهای پوآرو می‌پردازد. قرار است این رمان سپتامبر سال آینده منتشر شود.

متیو ریچارد، نوه کریستی گفته برای خواندن این کتاب جدید «روزشماری» می‌کند و هانا نیز گفته از اینکه به من «اعتماد  کردند کاری مهم انجام دهم» خوشحال است.

این نویسنده افزود: «آشکار است که این کار کمی ترسناک است، و احتمالا برخی هم دلخور باشند. اما من خیلی هیجان‌زده هستم و تمام سعی و تلاشم را می‌کنم تا آگاتا کریستی و پوآرو را خجالت‌زده نکنم.»

او درباره طرح داستان که در 100 صفحه نوشته شده و به خانواده کریستی نشان داده شده گفت: «خط داستانی رمانم پرپیچ‌وخم و سرشار از سرنخ‌های گمراه‌کننده است، همان چیزهایی که طرفداران رمان‌های کریستی با آن آشنا هستند.»

ریچارد که رئیس «آگاتا کریستی با مسئولیت محدود» است اشاره کرد ابراز امیدواری کرد کتاب‌خوانان با خواندن این رمان به خواندن دیگر رمان‌های پوآرو علاقه‌مند و بدین ترتیب نسل جدیدی از کتاب‌خوانان با پوآرو آشنا شوند.

هرکول پوآرو اولین بار حدود 90 سال پیش و در سال 1920 در رمانی از کریستی ظاهر شد. این رمان «ماجرای اسرارآمیز در استایلز» نام دارد. پوآرو جدا از رمان‌ها در یک نمایشنامه به نام «قهوه تلخ» و بیش از 50 داستان کوتاه کریستی نیز حضور داشته است.

پوآرو شخصیتی کاملا خیالی و اهل بلژیک است. نام این شخصیت برگرفته از نام دو شخصیت ادبی است: هرکول پوپو مخلوق ماری بلوک لوندز و موسیو پوآرو مخلوق فرانک هاول ایوانز. موسیو پوآرو افسر پلیس بازنشسته بلژیکی ساکن لندن بود که شباهت بسیاری به پوآروی کریستی داشت.

کریستی در زندگینامه‌اش گفته بود در نوشتن داستان‌های پوآرو تحت تاثیر سر آرتور کانن دویل بوده که او نیز تحت تاثیر ادگار آلن پو بوده است. پوآرو در سال 1926 با رمان «قتل راجر آکروید» به شهرت رسید. «قتل در قطار سریع‌السیر شرق»، «The ABC Murders»، «ورق‌ها روی میز» و «مرگ در نیل» معروف‌ترین رمان‌های کریستی با محوریت شخصیت پوآرو هستند.

هانا که کتاب‌هایش در 24 کشور دنیا منتشر شده‌اند، گفت: «آگاتا کریستی نویسنده‌ای بود که باعث شد من در 13 سالگی عاشق داستان‌های اسرارآمیز بشوم. در طول یک سال تمام کتاب‌هایش را خریدم و خواندم و از همان موقعی یک از طرفداران پروپاقرصش بوده‌ام.»

او افزود: «این هرکول پوآرو و خانم مارپل بودند که باعث شدند من به نوشتن داستان‌های اسرارآمیز روی بیاورم، و این طرح‌های داستانی درخشان و شناخت عمیق کریستی از روان بشر بود که هویت من را به عنوان یک نویسنده جنایی شکل داد.»

«افتخار بزرگی نصیبم شده و هنوز باورم نمی‌شود که قرار است این رمان را بنویسم. تمام تلاشم را می‌کنم که برای مدتی طولانی و در چند فصل متوالی هرکول پوآرو را درگیر داستانی اسرارآمیز کنم.»

آگاتا کریستی متولد 1890 در دون بود. او 80 رمان و مجموعه داستان جنایی، دو زندگینامه و هشت رمان با نام مستعار مری وست‌ماکت نوشته است. آخرین رمانی که پوآرو در آن حضور داشت «پرده» نام دارد که در دهه 1940 نوشته شده اما در تا سال 1975 منتشر نشد. معروف‌ترین نمایشنامه کریستی «تله موش» است که از سال 1952 تا کنون روی صحنه است و اجرای آن متوقف نشده. کریستی در سال 1976 درگذشت.

بیش از دو میلیارد نسخه از آثار او در سراسر دنیا به فروش رفته‌اند و بارها و بارها اقتباس‌های سینمایی، تلویزیونی و نمایشی آنها ساخته شده است.

جدا از داستان‌های کریستی، بسیاری هرکول پوآرو را از سریال «پوآرو» با بازی دیوید سوشی (در ایران با تلفظ ساچت) به خاطر می‌آورند.

پوآرو تنها شخصیتی نیست که پس از مرگ نویسنده‌اش دوباره به عرصه ادبیات بازگشته است. جیمز باند (مخلوق یان فلمینگ)، شرلوک هلمز (مخلوق سر آرتور کانن دویل) و دراکولا (مخلوق برام استوکر) همگی در سال‌های اخیر در داستان‌هایی جدید حضور پیدا کرده‌اند.

جدیدترین رمان جیمز باند نوشته ویلیام بوید، با عنوان «تنها» اواخر همین ماه منتشر می‌شود.


با تشکر از مهرانه برای معرفی مطلب


منبع: خبر آنلاین




:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , مطالب خواندنی جنایی , مطالب مربوط به کتاب ,
شنبه 1392/08/25 ساعت 13:30 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )
 پنج شنبه 14 نوامبر 2013 - 23 آبان 1392




دیوید سوشه بازیگر انگلیسی که بیش از ۲۵ سال است در مجموعه های تلویزیونی نقش کارآگاه هرکول پوآرو را ایفا می کند، پس از تولید آخرین قسمت از این مجموعه و کشف اسرار آخرین پرونده روی صفحه تلویزیون با این شخصیت خداحافظی کرد.

در این آخرین پرونده، کارآگاه بلژیکی سالخورده برای جلوگیری از وقوع یک قتل دیگر از دوست دیرین خود کاپیتان هیستینگ خواهد خواست که به "استایلز کورت" محل تحقیقات در اولین پرونده ای که مشترکا روی آن کار می کردند، برگردد.

از سال ۱۹۸۹ که دیوید سوشه در اولین قسمت از مجموعه تلویزیونی کارآگاه پوآرو ظاهر شد زمانه تغییر کرده است. اما این بازیگر ۶۷ ساله معتقد است که بینندگان هنوز هم به یک چنین مجموعه های تلویزیونی آرامی که در فضای دهه های گذشته اتفاق می افتند علاقمند هستند.

او می گوید: "محصولات نمایشی پلیسی کاملا تغییر کرده اند، فضای آنها بسیار تیره و مملو از خشونت اند. ولی این دنیایی نیست که آگاتا کریستی خلق کرده بود و این که شخصیت کارآگاه پوآرو هنوز هم محبوب است نشان می دهد که مردم در این نوع از داستانها به این همه خشونت و خون و سکس نیاز ندارند."

با این همه او قصد ندارد در مجموعه های تلویزیونی که ممکن است در آینده در مورد این کارآگاه بلژیکی ساخته شود نقش این شخصیت را ایفا کند. در این ۲۵ سال او در تمام داستانهایی که آگاتا کریستی حول این شخصیت نوشته بازی کرده است.

دیوید سوشه در مورد خداحافظی با این شخصیت می گوید: "خیلی غم انگیز است. من دارم با شخصیتی خداحافظی می کنم که در تمام این ۲۵ سال او را شناخته و به نوعی خود او بوده ام. مثل خداحافظی با یک دوست قدیمی است ، خداحافظی با کسی که من در قالب بازیگری با او آشنا شدم. ولی هر چیزی دوره خود را دارد و فکر می کنم که این وقت خوبی برای پایان است. دیگر داستانی از آگاتا کریستی باقی نمانده که بتوان آن را به فیلم بدل کرد."

جالب اینکه او می گوید ایفای نه چندان خوب نقش شخصیت بازپرس جب در یک فیلم سینمایی که سال‌ها قبل از شروع تولید مجموعه تلویزیونی تهیه شده بود باعث شد که بعدها بازی در نقش کارآگاه پوآرو را به وی پیشنهاد کنند.

ظاهرا بازی در فیلمی به نام بلات در چشم انداز که در سال ۱۹۸۵ ساخته شد توجه برخی از اعضای بنیاد آگاتا کریستی از جمله یکی از نوه های او را جلب کرد.

دیوید سوشه با تواضع می افزاید: "بعدها آنها بازی ضعیف من در فیلم سیزده نفر برای شام با بازی پیتر یوستینف (در نقش پوآرو) را دیده بودند. من در نقش بازپرس جب بازی می کردم و یکی از بدترین بازیهای من بود. از اینکه یک چنین بازی بدی ارائه دادم خوشحالم چون دیگر نقش بازپرس جب را به من ندادند. اگر به بازی در آن نقش ادامه داده بودم هیچگاه شانس بازی در نقش کارآگاه پوآرو را پیدا نمی کردم."

دیوید سوشه با عاطفه زیادی، مثل یک دوست قدیمی، در مورد پوآرو صحبت می کند و توضیح می دهد که چرا هنوز هم این شخصیت کارآگاهی علاقمندان فراوانی دارد.

" شخصیت او بسیار جذاب است، او به مردم علاقه زیادی دارد. آدمی است که خیلی خوب به حرف های دیگران گوش می دهد. در برخورد با زنان هیچ انگیزه یا هدف پنهانی ندارد. مثلا اگر نیمه های شب در خیابان با یک زن جوان و مست مواجه شود در نهایت احترام با او رفتار خواهد کرد و آن زن به وی اطمینان می کند. به نوعی می توان گفت که در شخصیت او انگیزه های جنسی عمل نمی کنند. داماد من معتقد است که این شخصیت از نظر اخلاقی بسیار پرهیزکار و سرمشق بسیار خوبی است."


آخرین پرونده، آخرین قسمت پوآرو با بازی سوشه بود

دیوید سوشه می گوید وقتی به اولین قسمت ها از مجموعه تلویزیونی پوآرو نگاه می کند متوجه می شود که به مرور زمان تغییر کرده و شخصیت او پخته تر شده است.

او اضافه می کند: "به نظرم اغراق های نمایشی در نشان دادن شخصیت کم تر و کمی از تزئین او کاسته شده. به مرور با وجوه تیره شخصیت او بیشتر آشنا می شویم و این دقیقا همان چیزی است که آگاتا کریستی نوشته بود."

دیوید سوشه خاطر نشان می کند که در طول این ۲۵ سال هیچگاه مطمئن نبود که تولید این مجموعه تلویزیونی تا چه مدتی ادامه خواهد یافت و به همین خاطر پیشنهادهای دیگر برای بازی در تئاتر و یا تلویزیون را همیشه در نظر می گرفت.

او می افزاید: "به همین دلیل و چون نمی دانستم که واقعا سال بعد این مجموعه ادامه خواهد یافت و یا نه، شانس آن را داشتم که در چندین نمایشنامه خوب از جمله آثاری از هارولد پینتر، آرتور میلر و یوجین اونیل بازی کنم. در ضمن باید بگویم که ایفای نقش کارآگاه پوآرو باعث شد که قابلیت من برای ایفای نقشهای شخصیت محور بیشتر شد و تحت تاثیر موفقیت شخصیت پوآرو نقش های بیشتری به من پیشنهاد می شد."


وی در مورد تماشای آخرین قسمت از مجموعه تلویزیونی کارآگاه پوآرو که چهارشنبه، ۱۳ نوامبر پخش شد، گفته بود که در آن شب همراه همسرش پای تلویزیون خواهد نشست و برای اولین بار آن را ضبط نخواهد کرد چون می داند که آخرین قسمت است و با نوشیدن لیوانی شراب این پایان پر احساس از سالها بازیگری را جشن خواهند گرفت.

با پایان ایفای نقش این کارآگاه دیوید سوشه به فعالیت بیشتر روی صحنه تئاتر بازخواهد گشت. از سال آینده در تور جهانی نمایشنامه ای با عنوان آخرین اعتراف روی صحنه خواهد رفت.

او می گوید که داستان این نمایشنامه مثل یک ماجرای اسرار آمیز در واتیکان است و زمان اتفاق های آن به دوران پاپ ژان پل اول برمی گردد که فقط ۳۳ روز در مقام رهبری کاتولیک های جهان بود.

همسر او نیز در نمایشنامه نقش تنها زن را که یک خواهر روحانی است ایفا می کند. دیوید سوشه می افزاید که از این تور جهانی استفاده خواهد کرد تا در کشورهای مختلف جهان از علاقه ای که مردم به مجموعه تلویزیونی پوآرو نشان داده اند قدردانی کند.

به نظر می رسد که این بازیگر ۶۷ ساله به هیچ وجه به بازنشستگی فکر نمی کند.

او به طنز می گوید : "در حرفه ما کسی بازنشسته نمی شود، معمولا از روی قطع شدن تماس های تلفنی می شود فهمید که باید از گود کناره گیری کرد. اگر ده یا پانزده سال تلفن زنگ نزد معنای آن این است که محترمانه بازنشسته ات کرده اند. و اگر قصد کار کردن نداری فقط کافی است بگویید نه، که البته برای هر بازیگری دشوارترین کلمه در زبان انگلیسی است. امیدوارم که تا چندین سال دیگر جواب من بله باشد."



منبع : بی بی سی فارسی


دوستان به احتمال 90 درصد ویدیو مصاحبه رو براتون قرار میدم.



:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , مطالب خواندنی آگاتا , دیوید سوشی , مصاحبه , مطالب خواندنی جنایی ,
جمعه 1391/11/27 ساعت 16:53 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

۱۰۰ داستان جنایی برتر دنیا اعلام شد



انجمن جنایی نویسان آمریکا در یک رده بندی گونه‌های مختلف یا مرتبط با رمان جنایی، صد داستان برتر این ژانر ادبی را انتخاب کرده است . ذکر این نکته اهمیت دارد که بخشی از عناوین این فهرست نظیر دراکولا یا صخره برایتون در ژانرهای دیگری نظیر وحشت یا حادثه‌ای قرار می‌گیرند اما از آنجا که گزینش این آثار بر پایه شدت تعلیق در جذب خواننده و وجود معما در داستان بوده است در این فهرست لحاظ شده‌اند. نکته جالب اینجاست که نزدیک به نیمی از این کتاب‌ها در کشورمان ترجمه و منتشر شده‌اند.

 
۱٫ درنده باسکرویل / سر آرتور کانان دویل *
۲٫ شاهین مالت / دشیل همت *
۳٫ نامه مفقود/ ادگار آلن پو*
۴٫ دختر زمان / ژوزفین تی
۵٫ مفروض بی گناه / اسکات تورو
۶٫ جاسوسی که دوباره به کار گرفته شد / جان لوکاره *
۷٫ سنگ ماه / ویلیام ویلکی کالینز *
۸٫ خواب بزرگ / ریموند چندلر *
۹٫ ربکا / دافنه دوموریه *
۱۰٫ و سپس هیچ‌کس نبود (۱۰ بومی کوچولو) / آگاتا کریستی *
۱۱٫ تشریح یک قتل / رابرت تریور
۱۲٫ قتل راجر اکروید / آگاتا کریستی *
۱۳٫ بدرود محبوبم / ریموند چندلر
۱۴٫ پستچی همیشه دو بار در می‌زند / جیمز کین
۱۵٫ پدرخوانده / ماریو پوزو *
۱۶٫ سکوت بره‌ها / توماس هریس*
۱۷٫ نقاب دیمیتریوس / اریک امبلر *
۱۸٫ شب جشن / دوروتی سایرز
۱۹٫ شاهدی برای تعقیب / آگاتا کریستی *
۲۰٫ روز شغال / فردریک فورسایت *
۲۱٫ خداحافظی طولانی / ریموند چندلر*
۲۲٫ سی و نه پله / جان بوکان*
۲۳٫ نام گل سرخ / امبرتو اکو *
۲۴٫ جنایت و مکافات / فئودور داستایوسکی*
۲۵٫ چشم سوزن / کن فالت*
۲۸٫ ۹ ناقوس / دوروتی سایرز *
۲۹٫ فلچ / گرگوری مک دونالد
۳۱٫ ترکه مرد / دشیل همت *
۳۲٫ زن سفیدپوش / ویلیام ویلکی کالینز*
۳۳٫ آخرین پرونده ترنت / بنتلی
۳۴٫ غرامت مضاعف / جیمز کین
۳۵٫ پارک گورکی / مارتین کروز اسمیت *
۳۹٫ خرمن سرخ / دشیل همت *
۴۱٫ قتل در سریع‌السیر شرق /آگاتا کریستی*
۴۲٫ شرکت / جان گریشام*
۴۳٫ پرونده ایپکرس / لن دایتون *
۴۴٫ لورا / ورا کاسپاری
۴۵٫ من هیات منصفه‌ام / میکی اسپیلن*
۴۶٫ پلیس خندان / مه جووال
۴۷٫ آرشیو عکس / دونالد پست وستلیک
۴۸٫ مرد سوم / گراهام گرین *
۴۹٫ قاتلی درون من / جیم تامسون *
۵۰٫ بچه‌ها کجایند؟ / مری هیگینز کلارک *
۵۱٫ مدرک نبودن در محل جرم / جی گرافتون
۵۲٫ گناه مرگبار / لارنس سندرز
۵۳٫ دزد زمان / تونی هیلرمن
۵۴٫ در کمال خونسردی / ترومن کاپوتی*
۵۵٫ مرد سرکش / جفری هاوس هولد
۵۶٫ تبلیغ برای جنایت/ دوروتی ل سایرز
۵۷٫ بیگناهی پدر براون /ج.ک.چسترتون*
۵۸٫ افراد اسمایلی /جان لوکاره
۵۹٫ بانویی در دریاچه / ریموند چندلر *
۶۰٫ کشتن مرغ مقلد /هارپر لی *
۶۱٫ مامور ما در هاوانا / گراهام گرین *
۶۲٫ راز ادوین درود / چارلز دیکنز *
۶۳٫ قیقاج مرگ / پیتر لاوسی
۶۴٫ اشندن/ سامرست موام *
۶۵٫ راه حل هفت درصدی/ نیکلاس مایر*
۶۶٫ زنگ بزن / رکس تومند
۶۷٫ استیک / المور لئونارد
۶۸٫ دخترک طبال / جان لوکاره
۶۹٫ صخره برایتون / گراهام گرین *
۷۰٫ دراکولا / برام استوکر *
۷۱٫ آقای ریپلی با استعداد / پاتریشیا های‌اسمیت *
۷۲٫ اسباب‌بازی فروشی سیار / ادموند کریسپین
۷۳٫ وقت جنایت /جان گریشام *
۷۴٫ آخرین ورود / هیلاری واگ
۷۵٫ جنگل آسفالت / وی.آر.برنت
۷۶٫ دوستان ادی کویل / جان هیگینز
۷۷٫ شاهد / دوروتی ل سایرز
۷۸٫ از روسیه، با عشق/ ایان فلمینگ*
۷۹٫ جانور را ببین/ مارگارت میلار
۸۰٫ مرحوم / مایکل گیلبرت
۸۱٫ امور حقوقی / ژوزفین تی
۸۲٫ تمساحی برساحل شنی / الیزابت پیترز
۸۳٫ کفنی برای نایتینگل /پی. دی. جیمز
۸۴٫ شکاراکتبر سرخ / تام کلانسی
۸۵٫ چینی خوش شانس/ راس توماس
۸۶٫ عامل مخفی / جوزف کنراد *
۸۷٫ به شدت لیمویی/ جان د مکدونالد
۸۸٫ کلید شیشه ای / دشیل همت *
۸۹٫ سنگسار / روث رندل
۹۰٫ بچه ننر / ژوزفین تی
۹۱٫ آرامش خودت را حفظ کن / راس مکدونالد
۹۲٫ شیطان آبی پوش / والتر موزلی
۹۳٫ پادو / جوزف وامباو
۹۴٫ خدا مارک را نجات داد / دونالد پست وستلیک
۹۵٫ قتل در صفحه اول / کریگ برنج
۹۶٫ سه تابوت/ جان دیکسون کار
۹۷٫ شرف خاندان پرایزی / ریچارد کاندون
۹۸٫ بخار گدازه / جیمز مک کلور
۹۹٫ وقتی دیگر / جک فینی
۱۰۰٫ طعم ناگواراستخوان / الیس پیترز


* آثاری که در ایران ترجمه شده‌اند

خبر فان



:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , مطالب خواندنی مارپل , مطالب خواندنی آگاتا , مطالب خواندنی جنایی , مطالب مربوط به کتاب ,
شنبه 1391/06/11 ساعت 18:20 | | نوشته ‌شده به دست Sherlock 221 | ( نظرات )

سکانسهایی از: پوآرو

قسمت سرو غمگین

النور کارلایل، یک بانوی جوان متشخص در برابر دادگاه ایستاده و در حالیکه به نظر می‌رسد کوچکترین احساس ندامتی ندارد، به جرم ارتکاب دو قتل مجرم شناخته می‌شود. پوآرو از جایگاه مدعوین او را نظاره می‌کند. تمامی شواهد حاکی از مجرم بودن او هستند اما چرا پوآرو حس خوبی درباره‌ ی این پرونده ندارد؟

النور در ذهن خود به گذشته برمی‌گردد و ماجرا را از آغاز مرور می‌کند. او دوران خوش و سعادتمندی را سپری می‌کرده، عاشق بوده و به تازگی با عشق خود نامزد شده بوده. اما بعد، نامه‌ ای از راه می‌رسد...النور نامه‌ ای ناشناس دریافت می‌کند و آن را به نامزد و پسرعمویش، رادی، نشان می‌دهد. آن نامه درباره‌ ی خاله‌ ی النور، لورا ولمن است، که از طریق خانواده‌ ی همسرش، خاله‌ ی رادی هم محسوب می‌شود. او دچار سکته شده و به شدت بیمار است. النور و رادی پس از مرگ او، هزاران پوند به ارث خواهند برد. اما در نامه هشدار داده شده که شخصی در نزد خاله لورا بدگویی و جوسازی می‌کند تا او رادی را از ارث محروم کند. در نامه همچنین هشدار داده شده که خاله لورا ممکن است هر لحظه با یک سکته‌ ی دیگر از دنیا برود. 

آن زوج که دریافت نامه نگرانشان کرده و واقعاً به سلامت خاله لورا اهمیت می‌دهند، عازم عمارت خانوادگی‌ شان، هانتربوری، می‌شوند. اما هر دو وقتی می‌بینند که مری جرارد، دختر باغبان خانه، تحصیلات خود را در آلمان به پایان رسانده و به خانه بازگشته است، شگفت‌ زده می‌شوند. مری که بیشتر از همیشه زیبا به نظر می‌رسد، به خاله لورا که مشخص است علاقه‌ ی زیادی به او دارد، محبت و رسیدگی می‌کند. پزشک خاله لورا، دکتر لردِ مهربان، بعد از مشورت النور با او موافقت می‌کند که آن نامه را به دوست خوب و حریف شطرنجش، پوآرو، که از قضا در همان نزدیکی‌ ها اقامت دارد، نشان بدهد. پوآرو بلافاصله حس بدی نسبت به نامه پیدا کرده و به این نتیجه می‌رسد که شخصی که در نامه به او اشاره شده، کسی نیست جز مری جرارد. 

خاله لورا دچار سکته‌ ای دیگر می‌شود. او تقاضا می‌کند که وکیلش را احضار کنند و به النور می‌گوید که باید در وصیتنامه‌ اش، مری را هم در نظر بگیرد. در کمال شگفتی دکتر لرد، لورا در همان شب و در خواب می‌میرد. وقتی مشخص می‌شود که خاله لورا هیچ وصیتنامه‌ ای تنظیم نکرده بوده، همه بیشتر در بهت و حیرت فرو می‌روند. به این ترتیب، نزدیک‌ترین خویشاوند او، النور، همه چیز را به ارث می‌برد. دو پرستار، یعنی پرستار اوبراین و پرستار هاپکینز، در شب قبل، به نوبت از لورا پرستاری کرده‌اند. دکتر لرد تصمیم می‌گیرد به این نکته که مرگ او ممکن است قتلی از سر ترحم بوده باشد، اشاره نکند. در همین حال، همه متوجه شده‌ اند که رادی علاقه‌ ی بسیار زیادی به مری دارد. در شب مرگ لورا، النور در حالیکه آندو مشغول بوسیدن یکدیگر هستند، مچ‌ شان را می‌گیرد. او با رادی دعوا می‌کند و رادی اعتراف می‌کند که عاشق مری شده است. النور ویران شده اما خود را کنترل کرده و به رادی پیشنهاد می‌کند مدتی به فرانسه برود و در خلوت خود ببیند که واقعاً چه احساسی دارد. النور حلقه‌ ی نامزدی خود را با چشمانی اشک‌آلود به رادی می‌دهد و نفرت از مری سراپای وجودش را فرا می‌گیرد. 

طبق خواسته‌ ی خانم ولمن، النور، سخاوتمندانه، مبلغ قابل توجهی پول به مری می‌دهد. مری با خونسردی پول را می‌پذیرد و حتی اعلام می‌کند که به توصیه‌ ی پرستارها، برای خود یک وصیتنامه تنظیم کرده است. در طول این قسمت به نظر می‌رسد پوآرو تنها کسی است که النور با او احساس راحتی می‌کند و در مقابل او اعتراف می‌کند که آرزو می‌کند، مری بمیرد! النور مستخدمین را به مدت یک هفته مرخص کرده و شروع می‌کند به جمع‌آوری اسباب و اثاثیه‌ ی خانه. در حالیکه مری و پرستار هاپکینز مشغول خالی کردن کلبه‌ ی باغبانی هستند، النور آنها را برای صرف ساندویچ به خانه دعوت می‌کند. 

النور یک ساندویچ خمیر ماهی سالمون را به مری تعارف می‌کند. پرستار هاپکینز برای مری و خودش چای درست کرده و در کتابخانه به آن دو ملحق می‌شود. آنها در هنگام صرف ناهار راحت نیستند. سپس، پرستار هاپکینز برای شستن ظرف‌ها به آشپزخانه برمی‌گردد. وقتی النور برای کمک کردن به او وارد آشپزخانه می‌شود، متوجه می‌شود که حال پرستار هاپکینز خوب نیست. النور متوجه زخمی روی بازی او می‌شود. هاپکینز می‌گوید دستش در کنار کلبه به یک بوته‌ ی گل رُز گرفته و زخم شده است.وقتی آنها به کتابخانه برمی‌گردند، مری را مرده پیدا می‌کنند. او با مورفین مسموم شده است. به نظر می‌رسد النور انگیزه و فرصت کافی برای ارتکاب قتل را داشته است. حتی پوآرو هم مجبور است اعتراف کند که شواهدی که بر علیه او وجود داد، بسیار قوی است. در حالیکه دکتر لرد بسیار ناراحت و پریشان است، پلیس النور را دستگیر می‌کند. جسد لورا ولمن کالبد شکافی شده و مشخص می‌شود که او هم در اثر استفاده‌ ی بیش از حد از مورفین درگذشته است. النور مجرم شناخته شده و به مرگ محکوم می‌شود.

پوآرو از همه بازجویی کرده و سعی می‌کند با قراردادن گفته‌ های مختلف در کنار هم، تصویری از مری جرارد بسازد. چندین شب خواب به چشم‌های پوآرو نمی‌آید و او فکر می‌کند که یک جای کار می‌لنگد. آیا اشکال کار در گفته‌های پرستار هاپکینز بوده؟ پوآرو متوجه می‌شود که پرستار هاپکینز چیزی را از او پنهان می‌کرده که ممکن است در حل پرونده مهم باشد. اما پوآرو باید عجله کند. النور تا روز اجرای حکمش، تنها ۵ روز فرصت دارد. اما آیا پوآرو موفق به نجات جان النور می‌شود؟

دوستان تمام این نوشته از سایت من و u برداشته شده.



:: مرتبط با: مطالب خواندنی پوآرو , مطالب خواندنی جنایی , عکس ,
آخرین عناوین مطالب